۵ دلیلی که کودکتان را سوار موتور سیکلت نکنید!

موتور سیکلت! این وسیله بسیار کاربردی و در عین حال بسیار خطرناک که سالها جان بسیاری از هم وطنانمان را در اثر بی احتیاطی میگیرد.

همانطور که در مقاله ایمنی در موتور سواری پیشتر شرح دادیم، اگر شما مسائل ایمنی را در هنگام رانندگی با موتور سیکلت رعایت نکنید ممکن است عواقب بسیار فاجعه باری را برای خود رقم بزنید.

اگز شما هم از آن دسته موتور سوارانی هستید که خیلی دوست دارید خانواده خودتان را با موتور سیکلت خود به تفریح برده و از خودرو استفاده زیادی نکنید ما امروز اینجاییم تا به شما ۵ دلیل قانع کننده بدهیم که کارتان بسیار اشتباه است.

در  اینجا ۵ دلیل آورده ایم که شما نباید کودکان خود را با موتور سیکلت جابجا کنید.

احتمال تصادف حتی در بهترین حالت
شما هرچقدر هم که راننده خوبی باشید، باز هم احتمالات بسیار زیادی برای تصادف شما در حین موتور سواری وجود دارد. هر چقدر هم که مسائل ایمنی را رعایت کنید، باز هم ممکن است یک نفر با سرعت بسیار بالا از پشت سر به موتور سیکلت شما برخورد کرده و شما را نقش بر زمین کند!

ادامه نوشته

آرزوی_عجیب

در دبستانی،معلمی به بچه ها گفت آرزوهاشونو بنویسن . اون نوشته های بچه ها رو جمع کرد و به خونه برد .

یکی از برگه‌ها ؛ معلم رو خیلی متاثر کرد . در همون اثنای خوندن بود که همسرش وارد شد و دید که اشک از چشمای خانمش جاریه . پرسید، چی شده؟ چرا اینقدر ناراحتی ؟

زن جواب داد، این انشا را بخوان؛ امروز یکی از شاگردانم نوشته . گفتم آرزوهایشان را بنویسند و اون اینجوری نوشته .

مرد کاغذ را برداشت و خواند. متن انشا اینگونه بود:

 

"خدایا، می‌خواهم آرزویی داشته باشم که مثل همیشه نباشد؛ مخصوص است. می‌خواهم که مرا به تلویزیون تبدیل کنی.می‌خواهم که جایش را بگیرم. جای تلویزیونی را که در منزل داریم بگیرم. می‌خواهم که جایی مخصوص خودم داشته باشم و خانواده‌ام اطراف من حلقه بزنند.می‌خواهم وقتی که حرف می‌زنم مرا جدّی بگیرند؛ می‌خواهم که مرکز توجّه باشم و بی آن که سؤالی بپرسند یا حرفم را قطع کنند بگذارند حرفم را بزنم. دلم می‌خواهد همانطور که وقتی تلویزیون خراب است و به آن می‌رسند، به من هم برسند و توجّه کنند.

ادامه نوشته

كاش

🌍 در زندگی لحظه‌هایی هست که دلت می‌خواهد مثل پنیر پیتزا کش بیایند، طولااانی! تمام نشود. ❤️
مثل وقتهایی که کسی از دست پختت تعریف میکند حتی اگر به آن غذا آلرژی داشته باشد. 

مثل وقت‌هایی که بوی خاک باران خورده می‌پیچد توی هوا و دوست داری ریه‌ات اندازهٔ جنگل‌های گیلان باشد برای فرو دادن آن همه عطر...!

 

مثل لحظهٔ تمام شدن یک مکالمه تلفنی وقتی هنوز دلت نمی‌آید گوشی را بگذاری؛ انگار که ته‌ماندهٔ صدایش هنوز توی سیم تلفن هست!

مثل چشم‌هایی که وادارت می‌کنند سرت را بیندازی پایین و زمین را نگاه کنی، گویی که مغولی شمشیرش را گذاشته روی گردنت!

مثل خداحافظی‌ها. وقتی که هی دلت نمی‌آید بروی و می‌گویی: کاری نداری؟ دیگه خداحافظ...؛ واقعاً خداحافظ...!

ادامه نوشته

فقيرياثروتمند

ببخشید شما ثروتمندید؟

هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر كوچولو حسابى مچاله شده بودند. هر دو لباس هاى كهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزيدند. پسرك پرسيد: ببخشين خانم! شما كاغذ باطله دارين؟

كاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم به آنها كمك كنم. مى خواستم يك جورى از سر خودم بازشان كنم كه چشمم به پاهاى كوچك آنها افتاد كه توى دمپايى هاى كهنه كوچكشان قرمز شده بود.

گفتم: بيايين تو يه فنجون شيركاكائوى گرم براتون درست كنم.

آنها را داخل آشپزخانه بردم و كنار بخارى نشاندم تا پاهايشان را گرم كنند. بعد يك فنجان شيركاكائو و كمى نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول كار خودم شدم. زير چشمى ديدم كه دختر كوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خيره به آن نگاه كرد.

ادامه نوشته

ترس ازآينده

مثنوی یک قصه‌ای دارد بس زیبا و ارزشمند
 

حکایت یک گاو است که از صبح تا شب، توی یک جزیره سبزِ خوش آب و علف مشغول چراست. خوب می‌چرد، خوب می‌خورد، چاق و فربه می‌شود

اما شب تا صبح از نگرانی اینکه فردا چه بخورد، هرچه به تن‌اش گوشت شده بود، آب می‌شود.

 

حکایت آن گاو، حکایت دل نگرانی‌های بی‌خود ما آدم‌هاست.

 

حکایت‌‌ همان ترس‌هایی است که هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افتد، فقط لحظه‌هایمان را هدر می‌دهد.

 

یک روز چشم باز می‌کنی، به خودت می‌آیی، می‌بینی عمرت در ترس به آینده ای نامعلوم گذشته

و تو لذتی از روز‌هایت نبردی.

ادامه نوشته

آفتاب مهتاب ندیده ها، پوکی استخون دارن!

مفید برای کم خونی:
عدس. خرما. انار. اسفتاج نپخته یا بخارپز. حبوبات. سبزیجات. میوه ها. گردو. زیره سیاه. لوبیا سبز. عسل. هویج. و این که قرص آهنی که توی داروخونه ها می فروشن عوارش جانبی داره. بدن انسان یون آهن نیاز داره نه ملکول آهن.
کلسیم و ویتامین د:
یکی از دلایلی که اکثر مردم کمبود کلسیم دارن، عدم تحرکه و دور بودن از نور خورشید. ما برای جذب کلسیم نیاز به تحرک داریم در غیر اینصورت، کلسیم دفع میشه و سنگ توالت سرشار از کلسیم خواهد شد!! برای جذب کلسیم نیاز به ویتامین د داریم. ویتامین د از راه نور خورشید بدست میاد. پس تحرک و نور خورشید برای کلسیم و ویتامین د نه تنها مفید بلکه خیلی خیلی ضروری هستن.

ادامه نوشته

چند توصیه

قبل از خوردن غذا بسم الله الرحمن الرحیم من اوله و آخره بگویید.

همیشه آب را نشسته بنوشید و آن را جرعه جرعه بمکید. سرکشیدن آب کار اشتباهی است.

روی مسیر قبله بخوابید. به همان مسیری که برای نماز می ایستید و پاهایتان روی محل سجده باشد.

حتی الامکان از خوردن دارو پرهیز کنید. داروها بیشتر از آن که مداوا کنند، باعث بروز بیماری می شوند.

تا جای ممکن از خوردن گوجه  وخیارسبز گلخانه ای پرهیز کنید. تخم مرغ ماشینی نخورید. فست فود و عذاهای بازاری اصلا نخورید. چیپس و آدامس و شکلات های جدید و کاکائو دار را مصرف نکنید. نوشابه اصلا نخورید. شیر پاستوریزه به هیچ عنوان مصرف نکنید و از شیر محلی استفاده کنید. پنیر پاستوریزه نخورید. ( روش تهیه ی پنیر خانگی : شیر را 20 دقیقه بجوشانید. برای هر کیلو شیر یک قاشق غذاخوری سرکه لازم است. به محض خاموش کردن شعله ی گاز، سرکه ها را مخلوط کنید و خوب هم بزنید تا به اصطلاح شیر بریده بریده شود. آن را از کیسه ی تمیزی رد کنید تا تکه های پنیر بجا بماند. نیم ساعت صبر کنید تا سرد شود. پنیر خوشمزه ی شما آماده است. )

ادامه نوشته

ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ

🌷ًﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ،
ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯼ ﺍﻃﺮﺍﻓﺶ است، 

ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﭘﯿﻐﺎﻡ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﻧﺪ،
ﮐﻪ ﺍﻋﻼﻡ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﺣﻮﺍﺱﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻫﺴﺖ،
 
ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺧﻂ ﭘﯿﻐﺎﻡ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ
 ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻝﺷﺎﻥ ﭘﯽ ﺗﻮ، ﺩﻝِ ﺗﻮ ﻭ ﺩﺭﺩ ﺗﻮﺳﺖ...
 ﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺏ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﻨﺪ،

ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﭘﯿﮕﯿﺮﻧﺪ...ﮐﻪ ﻧﺒﺎﺷﯽ ﺩﻟﮕﯿﺮﻧﺪ...

ﻫﻤﯿﻦ ﺁﺩﻡﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ دلتنگت ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﯽﻣﻘﺪﻣﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻣﯽﻧﻮﯾﺴﻨﺪ،

ادامه نوشته

هدف مردم از دعا کردن چیه؟!

اکثر افراد خواسته شون از خدا و مذهب و سیروسلوک، فقط حاجت گرفتن برای موارد مادی و دنیاییه. اگر صلواتی میفرستن فورا منتظر شکافته شدن سقف اتاقن تا ببین فرشته ای ظاهر میشه یا نه!  2 رکعت نمازی اگر میخونن طلبکار زمین و زمان میشن. البته این روش مربوط به دهه چهل و پنجاهی هاست . جوونای امروزی صلوات نفرستاده و نماز نخونده هم طلبکارن. طلبکار خدا، زمین و زمان، مردم، و همه. 
هم اینا اشتباه میکنن هم اونا.
پس چه افرادی اشتباه نمی کنن؟!
افرادی که بدون خواستن حاجت، شاکر خدان. اسم خدا که میاد لبخند میزنن. به همین سادگی. داد نیمزنن. اخم نمیکنن. فحش نمیدن. در حال فدم زدن باهاش حرف میزنن و به یادشن. ظهر و صبح تو خیابون و ماشین و ..... باهاش حرف میزنن. توی خونه، محل کار، مهمونی .... 
شب از خواب نازشون بیدار میشن با خداشون نیایش می کنن. وقتی همه خوابن و هیشکی نیس ببینتشون. از سحر تا صبح کلی وقته. ربطی به نماز خوندن هم نداره و همین که با خدا حرف بزنی و شاکرش باشی کافیه. به عظمتش پی ببری. صداش بزنی.

ادامه نوشته

آمدی جانم به قربانت...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا

آدم های ساده...

ساده که می شوی،
همه چیز خوب می شود!

خودت...
غمت...
مشکلت...
حرف هایت...
آدم های اطرافت...
حتی دشمنت!

یک آدم ساده که باشی،
برایت فرقی نمی کند که تجمّل چیست؛
که قیمت تویوتا لندکروز چند است؛
بنز آخرین مدل، چند ایربگ دارد...

مهم نیست
نیاوران کجاست؛
شریعتی و پاسداران و فرشته و الهیه

ادامه نوشته

#سمی_نباشیم

وقتی فردی شما را آزار میدهد،شما را کوچک میکند واجازه نمی دهد شما در بهترین حالتی که میتوانید باشید و دائما حال شما را میگیرد،دیگرجایی برای احساسی بودن نمی ماند.احساسات در خور عشق و مهربانی است،در خور کسانی ست که اهرم های مثبتی در زندگی شما هستند.احساسات خود را برای کسانی نگه دارید که نسبت به شما بامهربانی واحترام و منزلت رفتار میکنند.احساساتتان را خرج کسانی که سعی در تخریب شما دارند و نمی خواهند به شما اجازه ی رشد دهند، نکنید!

سموم فقط مادی نیستن.بعضی آدمها....بعضی حرفا...بعضی محیط ها سمی اند و باید ازشون دور بمونیم.

نکات زیر در مورد افراد سمی هستن که باید به هر قیمتی از انها فاصله بگیرید تا خودتان سمی نشوید.

۱-شایعه پرداز ها 

این نوع افراد از بدبختی دیگران لذت میبرند.شاید در ابتدا از سرک کشیدن به لغزش های شخصی و حرفه ای دیگران مایه ی سرگرمی باشد،اما باگذشت زمان خسته کننده می شود و به شما احساس شرم میدهد و دیگران را نیز می رنجاند.نکات مثبت و پند های بسیار از افراد جالب انقدر زیاد هستند که نیاز نیس وقت خود را با صبحت از بدبختی دیگران هدر دهید.

ادامه نوشته

***تاثیرات شگفت انگیز رنگها برروی ذهن انسان***

رنگ های انرژی زا :

رنگهای روشن و تند معمولا انرژی زا هستند. برای مثال رنگ قرمز آنقدر انرژی زا است که فشار خون را بالا می برد. رنگ قرمز مارا به هیجان می آورد و بسیاری آن را رنگ عشق می دانند. رنگ زرد انرژی را زیاد می کند و به ما احساس رضایت و خوشحالی می بخشد. رنگ نارنجی اشتها آور است و باعث می شود که ما در کل احساس خوبی داشته باشیم.

 

رنگ های متعادل کننده و آرامش دهنده :

برخی از رنگها باعث تعادل ذهنی می شوند. رنگ سبز سمبل طبیعت است و در ذهن ما تعادل و آرامش برقرار می کنند. رنگ آبی هم الهام بخش صلح و عدالت است و ذهن ما را آرام می کند

ادامه نوشته

دلیل قانع کننده

مرد میانسالی وارد فروشگاه اتومبیل شد. BMW آخرین مدلی را دیده و پسندیده بود؛ پس وجه را پرداخت و سوار بر اتومبیل تندروی خود شد و از فروشگاه بیرون آمد. 

قدری راند و از شتاب اتومبیل لذّت برد. وارد بزرگراه شد و قدری بر سرعت اتومبیل افزود. کروکی اتومبیل را پایین داد تا باد به صورتش بخورد و لذّت بیشتری ببرد. چند شاخ مو بر بالای سرش در تب و تاب بود و با حرکت باد به این سوی و آن سوی می‌رفت. پای را بر پدال گاز فشرد و اتومبیل گویی پرنده‌ای بود رها شده از قفس. سرعت به ١٦٠ کیلومتر در ساعت رسید. 


مرد به اوج هیجان رسیده بود. نگاهی به آینه انداخت. دید اتومبیل پلیس به سرعت در پی او می‌آید و چراغ گردانش را روشن کرده و صدای آژیرش را نیز به اوج فلک رسانده است. 

مرد اندکی مردّد ماند که از سرعت بکاهد یا فرار را بر قرار ترجیح دهد. لَختی اندیشید. سپس برای آن که قدرت و سرعت اتومبیلش را بیازماید یا به رخ پلیس بکشد بر سرعتش افزود. به ١٨٠ رسید و سپس ٢٠٠ را پشت سر گذاشت، از ٢٢٠ گذشت و به ٢٤٠ رسید. اتومبیل پلیس از نظر پنهان شد و او دانست که پلیس را مغلوب کرده است. 

ادامه نوشته

دلیل قانع کننده

مرد میانسالی وارد فروشگاه اتومبیل شد. BMW آخرین مدلی را دیده و پسندیده بود؛ پس وجه را پرداخت و سوار بر اتومبیل تندروی خود شد و از فروشگاه بیرون آمد. 

قدری راند و از شتاب اتومبیل لذّت برد. وارد بزرگراه شد و قدری بر سرعت اتومبیل افزود. کروکی اتومبیل را پایین داد تا باد به صورتش بخورد و لذّت بیشتری ببرد. چند شاخ مو بر بالای سرش در تب و تاب بود و با حرکت باد به این سوی و آن سوی می‌رفت. پای را بر پدال گاز فشرد و اتومبیل گویی پرنده‌ای بود رها شده از قفس. سرعت به ١٦٠ کیلومتر در ساعت رسید. 


مرد به اوج هیجان رسیده بود. نگاهی به آینه انداخت. دید اتومبیل پلیس به سرعت در پی او می‌آید و چراغ گردانش را روشن کرده و صدای آژیرش را نیز به اوج فلک رسانده است. 

مرد اندکی مردّد ماند که از سرعت بکاهد یا فرار را بر قرار ترجیح دهد. لَختی اندیشید. سپس برای آن که قدرت و سرعت اتومبیلش را بیازماید یا به رخ پلیس بکشد بر سرعتش افزود. به ١٨٠ رسید و سپس ٢٠٠ را پشت سر گذاشت، از ٢٢٠ گذشت و به ٢٤٠ رسید. اتومبیل پلیس از نظر پنهان شد و او دانست که پلیس را مغلوب کرده است. 

ادامه نوشته

پادشاه و جایزه ی بزرگ

پادشاهی جایزه بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل ، آرامش را تصویر کند.
نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند.
آن تابلو ها ، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهای آرام ، کودکانی که در خاک می دویدند ، رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.
پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.

اولی ، تصویر دریاچه ی آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود.
در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید، و اگر دقیق نگاه می کردند، در گوشه ی چپ دریاچه، خانه ی کوچکی قرار داشت، پنجره اش باز بود، دود از دودکش آن بر می خواست، که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.

ادامه نوشته

مناجات گنجشک با خدا


گنجشک با خدا قهر بود . روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه می دارد ...

و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.

گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست.

ادامه نوشته

مناجات گنجشک با خدا


گنجشک با خدا قهر بود . روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه می دارد ...

و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.

گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست.

ادامه نوشته

سه پرسش سقراط

در یونان باستان سقراط به دلیل خرد و درایت فراوانش مورد ستایش بود.

روزی فیلسوفی که از آشنایان سقراط بود،با هیجان نزد او آمد و گفت: سقراط میدانی درباره ی یکی از شاگردانت چه شنیده ام؟

سقراط پاسخ داد: لحظه ای صبر کن! پیش از اینکه به من چیزی بگویی از تو می خواهم آزمون کوچکی را که نامش " سه پرسش " است پاسخ دهی.

مرد پرسید: سه پرسش؟

سقراط گفت: بله درست است. پیش از اینکه درباره ی شاگردم با من صحبت کنی، لحظه ای آنچه را که قصد گفتنش را داری آزمایش می کنیم.

نخستین پرسش " حقیقت " است. آیا کاملا مطمئنی که آنچه را که می خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟

ادامه نوشته

بچه شتر و مادرش

بچه شتر: چند تا سوال بریم پيش آمده است. ميتونم ازت بپرسم مادر؟

شتر مادر: حتماً عزيزم. چيزي ناراحتت كرده است؟

 

- چرا ما كوهان داريم؟

- خوب پسرم. ما حيوانات صحرا هستيم. در كوهان آب و غذا ذخيره مي كنيم تا در صحرا كه چيزي پيدا نمي شود بتوانيم دوام بياوريم.


- چرا پاهاي ما دراز و كف پاي ما گرد است؟

- پسرم. قاعدتاً براي راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن اين مدل پا را داريم.

ادامه نوشته

علایم و نشانه‌های افسردگی در نوجوانان چیست؟

بزرگسالانی که به افسردگی مبتلا هستند، می‌توانند به‌تنهایی درخواست کمک کنند. ولی نوجوانان به والدین، معلمان یا سایر بزرگسالان وابسته هستند. اطرافیان نوجوان افسرده باید درد او را تشخیص دهند و به او کمک کنند.

این کار همیشه آسان نیست. نوجوانان افسرده همیشه غمگین به نظر نمی‌‌رسند. درعوض کلافگی، عصبانیت و پریشانی مشخص ترین علائم افسردگی  در نوجوانان هستند. سایر علایم و نشانه‌های افسردگی در نوجوانان عبارت‌اند از:

ناراحتی یا ناامیدی
پریشانی، عصبانیت یا پرخاشگری
گریه‌ی مداوم
دوری کردن از دوستان و خانواده
بی‌علاقگی به فعالیت‌ها
عملکرد ضعیف در مدرسه
تغییراتی در عادت‌های خورد و خوراک

ادامه نوشته

قیمت گذاری سیم کارت در رندباز چگونه است؟

شاید  یکی از مهم ترین نکاتی که در خرید سیم کارت آن هم به صورت آنلاین باید به آن دقت کنید این است که قیمت گذاری سیم کارت بر چه مبنایی انجام می شود. آنچه که باید بدانید این است که در واقع هیچ مبنای خاصی برای خرید و فروش سیم کارت و قیمت گذاری آن ها وجود ندارد و هر فرد میتواند با توجه به میزان مورد علاقه خود قیمتی را برای سیم کارت خود تعیین کند. البته دقت داشته باشید که برخی هم بر این باورند که از طریق راه هایی میتوان به قیمت دقیق سیم کارت پی برد. در این بخش با ما همراه شوید تا شما را با قیمت گذاری سیم کارت در رندباز آشنا کنیم.

 

تاریخچه قیمت گذاری سیم کارت

زمانی که شما به تاریخچه خرید و فروش انواع سیم کارت ها دقت کنید، خواهید دید که کار خرید آن ها از ابتدا در ایران فراز و نشیب های بسیاری داشته است. گاهی در اوج و گاهی هم در پایین ترین نقطه بوده است. آنچه که باید بدانید این است که فناوری تلفن همراه و سیم کارت در ایران در واقع برای مدت زمان زیادی نیست که فعال شده است. در سال 73 اولین بار با ظرفیت 9200 سیم کارت، توزیع این نوع خدمات و تکنولوژی در تهران آغاز شد.

ادامه نوشته

موارد کلی موثر در مثبت اندیشی

۱. هنگام صحبت تنها از واژه‌های مثبت استفاده کنید
اگر مدام به خودتان بگویید «نمی‌توانم»، خودتان را متقاعد می‌کنید که واقعا ناتوان هستید. به خودتان بگویید به خوبی از عهده‌ی کارها برمی‌آیید یا دست‌کم همه‌ی تلاش‌تان را می‌کنید.

۲. افکار منفی را دور کنید
هنگامی که روحیه‌تان ضعیف است اجازه ندهید افکار و احساسات منفی آزارتان بدهند. حتی تنها برای چند ساعت در روز افکار منفی را از خودتان دور کنید و فقط روی جوانب مثبت زندگی‌تان تمرکز کنید.

۳. از واژه‌هایی استفاده کنید که احساس قدرت و موفقیت را در شما بیدار می‌کنند
سعی کنید افکارتان را با واژه‌هایی بیان کنید که باعث می‌شوند احساس قدرت و شادی داشته باشید و حس کنید زندگی‌تان تحت کنترل خودتان است. سعی کنید به جای واژه‌هایی که به شما احساس شکست یا بی‌کفایتی می‌دهند، روی واژه‌های مثبت تمرکز کنید.

ادامه نوشته

۱۳ عامل می تواند شادکامی به همراه داشته باشد

۱- خود را به دیگران مقایسه نکنید

مقایسه مالی، فیزیکی و اجتماعی خود با دیگران در واقع در دام انداحتن خود است. کدام یک از شما در مسابقه با یک دوست پولدارتر، برنده می شود؟

به جای مقایسه خود با دیگران، بر زندگی و اهداف خود متمرکز شوید.

۲- رابطه صیمانه و نزدیک را پرورش دهید

افرادی  که ۵ و یا تعداد بیشتری دوستان صمیمی دارند، بیشتر مستعد آن هستند که زندگی خود را شادکام تر از افرادی که دوستان نزدیک کمتری دارند، در نظر بگیرند.

۳- رابطه ج ن س ی خوب

رابطه ج ن س ی خوب با فرد مورد علاقه، یکی از منابع بسیار مهم برای شادکامی است. رابطه قلبی بلند مدت، سلامت روان و شادکامی به همراه دارد.

ادامه نوشته

ثروتمندترازبیل گیتس

از بیل گیتس پرسیدند:
از تو ثروتمند تر هم هست؟

گفت: بله فقط یک نفر.

- چه كسی؟

- سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و به تازگی اندیشه‌های خود و در حقیقت به طراحی مایکروسافت می اندیشیدم، روزی در فرودگاهی در نیویورک بودم که قبل از پرواز چشمم به نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد، دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خرد ندارم. خواستم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی این نگاه پر توجه مرا دید. گفت: این روزنامه مال خودت؛ بخشیدمش؛ بردار برای خودت.

گفتم: آخه من پول خرد ندارم!

گفت: برای خودت! بخشیدمش!

سه ماه بعد بر حسب تصادف توی همان فرودگاه و همان سالن پرواز داشتم. دوباره چشمم به یك مجله خورد دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم باز همان بچه بهم گفت این مجله رو بردار برای خودت.

ادامه نوشته

غذا ها

موادغذایی می توانند در وضعیت روحی شما  تاثیر زیادی بگذارند و یک خوراکی اثری چند برابر  قرص های افسردگی داشته باشد یا خوردن یک غذای خوشمزه، احساسی منتقل می کند که می تواند برای چند ساعت آرامش و شادی را در وجودتان ایجاد کند.

 براساس تحقیقات دانشمندان، خوراکی هایی وجود دارند که با تاثیر شیمیایی موجب ترشح هورمون های شادی در بدن می شوند، حتی اگر به آنها علاقه نداشته باشیم.

 در اینجا خوراکی های شادی آور را به شما معرفی می کنیم.

نارگیل یکی از شادکننده ترین خوراکی ها محسوب می شود و عملکرد مغز را بهتر می کند، اگر نگران چاقی و بالا رفتن چربی و قندخونتان نیستید، هفته ای یکبار مخلوط شیر و بستنی و نارگیل را امتحان کنید.

ادامه نوشته

عملیات احداث مدرسه ۴ کلاسه روستای «زرشوران» تکاب آغاز شد

 عملیات اجرایی احداث یک واحد آموزشی چهار کلاسه در روستای «زرشوران» از توابع بخش تخت سلیمان تکاب عصر امروز، یکشنبه با حضور فرماندار و جمعی از مسوولان محلی آغاز شد.

فرماندار تکاب در آئین کلنگ‌زنی این مدرسه در جمع اهالی روستای زرشوران گفت: امروز به برکت نظام جمهوری اسلامی ایران امکانات و زیرساخت‌های مناسبی در روستاها وجود دارد که قابل مقایسه با دوران قبل از انقلاب نیست.

محمود زمانی افزود: بسیاری از روستاها و مناطق دورافتاده کشور از جمله تکاب پس از انقلاب اسلامی از از شاخص‌های توسعه خوبی بهره‌مند شده‌اند.

وی با بیان اینکه روستاهای تکاب باید به سطحی از امکانات و توسعه برسند تا زمینه بازگشت به روستا فراهم شود اظهار داشت: توسعه روستاها زیربنای توسعه شهری است و ما مکلف به تلاش برای بهبود زیرساخت‌ها و عمران و آبادانی روستاها هستیم.

وی ادامه داد: باید در روستاها از لحاظ عمرانی و اقتصادی شرایطی ایجاد شود تا از مهاجرت جوانان و سکونت آنان در حاشیه سایر شهرها به‌خاطر اشتغال جلوگیری شود.

ادامه نوشته

خرافاتی ترین کشورهای دنیا کدامند؟

هندی ها برای هر موقعیتی دلیلی دارند که این موضوع در واقعیت منطقی نیست. عبور گربه از مسیر شما، یا سر رفتن شیر هنگام جوشیدن همگی بدشانسی تلقی می شوند. در هند خرافات زیادی وجود دارد و مردم این کشور باید برای توسعه ی کشور خود از آنها دست بردارند.

چین

چین کشور دیگری است که مردم آن بسیار خرافاتی هستند. فنگ شویی که در هند نیز تمرین می شود از این کشور آمده است. تعداد بسیار زیاد دیگری نیز افسانه در همین رابطه وجود دارد. به عنوان مثال، بانوان شناگر برای بالا بردن شانس خود، یک کیسه ی چای در جلوی لباس شنای خود قرار می دهند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که در چین نیز نتیجه گیری منطقی بخشی از زندگی روزانه ی مردم نیست.

یونان

در یونان جمله ای رایج وجود دارد با این عنوان که «چشم بد و شرور همواره مراقب شماست» و این عبارت ریشه در خرافات دارد. علاوه بر این موضوع یونانی ها بر این باورند که شکستن بشقابها باعث ایجاد اتفاق های ناراحت کننده می گردد. بنابراین وقتی پای این وقایع غیر طبیعی به میان می آید، یونان نیز از قافله عقب نمی افتد.

ادامه نوشته

شرط بند حرفه ای

یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح کرد. سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند. و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت. قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد. پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمایی شد. مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند. تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید و مدیر عامل با کنجکاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست؟ آیا به تازگی به شما ارث رسیده است؟ زن در پاسخ گفت خیر، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام که همانا شرط بندی است، پس انداز کرده ام.

ادامه نوشته

شکلات

با يك شكلات شروع شد . من يك شكلات گذاشتم كف دستش . او هم يك شكلات گذاشت توي دستم . من بچه بودم ، او هم بچه بود . سرم را بالا كردم . سرش را بالا كرد . ديد كه مرا مي شناسد . خنديدم . گفت : « دوستيم ؟» گفتم :«دوست دوست» گفت :«تا كجا ؟» گفتم :« دوستي كه تا ندارد » گفت :«تا مرگ؟» خنديدم و گفتم :«من كه گفتم تا ندارد» گفت :«باشد ، تا پس از مرگ» گفتم :«نه ،نه،گفتم كه تا ندارد». گفت : «قبول ، تا آن جا كه همه دوباره زنده مي شود ، يعني زندگي پس از مرگ. باز هم با هم دوستيم. تا بهشت ، تا جهنم ، تا هر جا كه باشد من و تو با هم دوستيم .» خنديدم و گفتم :«تو برايش تا هر كجا كه دلت مي خواهد يك تا بگذار . اصلأ يك تا بكش از سر اين دنيا تا آن دنيا . اما من اصلأ تا نمي گذارم » نگاهم كرد . نگاهش كردم . باور نمي كرد .مي دانستم . او مي خواست حتمأ دوستي مان تا داشته باشد . دوستي بدون تا را نمي فهميد .

ادامه نوشته