زندگیتون رو سخت نگیرید!

درگیر تجملات عذاب آوری که همه انرژی و درآمد شما را محاصره می کند نشوید.
 كتابی خوندم به نام قانون 70٪!!!!

70 درصد برنامه های آخرین مدل گوشی ها، بدون استفاده می ماند!

به 70 درصد سرعت یک ماشین گران قیمت و آخرین سیستم نیاز نیست!

70 درصد فضاهای یک ویلای لوکس، بدون استفاده می ماند!

70 درصد یک قفسه پر لباس، به ندرت پوشیده می شود!

از 70 درصد استعدادهایمان استفاده نمی شود!

راه پاک سازی کامل بدن و خانه از انرژی منفی

علائم وجود انرژی منفی در بدن چیست ؟
در این بخش مواردی را معرفی می کنیم که به شما نشان می دهد انرژی های منفی درون بدن تان وجود دارند :
_سردرد مداوم
_خستگی
_ بی قراری
_بی خوابی
_ شکم درد
_ تحت فشار بودن
_ نفس تنگی
-  تیرگی ذهن

_ در چنین زمان هایی باید چه اقداماتی انجام داد ؟
راه های زیادی برای آزاد کردن انرژی منفی وجود دارد اما یکی از تاثیرگزارترین روش ها این است که یک نفس عمیق بکشیم و آگاهی و تفکر خود را ارتقا دهیم .
 مدیتیشن می تواند برای از بین بردن این انرژی ها معجزه آفرین باشد . مدیتیشن راه های مسدود را پاک سازی می کنند و تعادل انرژی فرد را بازسازی می کنند .

راه های از بین بردن انرژی منفی بدن:

_ از گیاهان شفابخش استفاده کنید.
_ با آب نمک استحمام کنید .
_ اطراف خود را با افراد مثبت نگر پر کنید .

راه های از بین بردن انرژی منفی از خانه :

1. به هم ریختگی ها را در سریع ترین زمان ممکن از بین ببرید.
بله به همین دلیل است که بعد از مرتب کردن اطراف خود حس بسیار خوبی می گیرید . انرژی درون اجسام مخصوصا در اجسام قدیمی باقی می ماند و حال بسته به نوع انرژی، ممکن است که به صورت فیزیکی ، ذهنی ، روحی و معنوی مانع حرکت ما به سمت جلو بشوند و زمانی که دور و بر خود را با اجسام به درد نخور پر کنید، هیچ فرصتی برای وارد شدن چیزهای جدید به زندگی شما ایجاد نمی شود .

ادامه نوشته

ایرانی‌ها از کی صاحب "فامیلی" شدند؟

👈سی‌ام مرداد 1313، استفاده از لقب‌های گذشته با تصویب قانون مدنی، منسوخ و انتخاب نام خانوادگی برای تمامی تبعه‌های ایران اجباری شد.
👈85 سال از زمان اجبار به‌کارگیری نام خانوادگی برای اتباع ایرانی به دستور رضاشاه می‌گذرد.
👈 پیدایش نام خانوادگی به حدود 2850 سال پیش از میلاد مسیح و برای خاندان‌های مهم و سرشناس چین باستان بازمی‌گردد.

ادامه نوشته

اصل طرد پاولی و شبه علم !

آیا مثبت اندیشی با طرد ولفگانگ پاولی ارتباطی دارد؟
متن شبه علمی :
ولفگانگ ﭘﺎﻭﻟﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : 

ﻫﯿﭻ ﺩﻭ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮمی ﯾﮑﺴﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ .
ﭘﺎﻭﻟﯽ ﻣﺜﺎﻟﯽ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :
ﺳﯿﺒﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﻫﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ، ﻓﻘﻂ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ .
ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﻧﺎﻡ ﺁﻥ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ ” ﺍﺭﯾﮏ ….”ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﻋﺪﺩﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ، ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﺁﻥ ﻋﺪﺩ ﺑﺰﺭﮒ 23 ﺑﺎﺷﺪ .
ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﮐﺠﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ , ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﮐﻬﮑﺸﺎﻥ , ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﯿﭻ ﺳﯿﺐ ﺩﯾﮕﺮﯼ , ﺑﻠﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﺶ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺁﻥ 23 ﺑﺎﺷﺪ .
ﺣﺎﻝ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﯽ ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﺑﺮﻕ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﻡ , ﺍﺯ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ , ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﺭﺍ ﺍﺭﺗﻘﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺜﻼ 26 ﻣﯽ ﺭﺳﺎﻧﺪ . ﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ 26 ﺑﻮﺩﻩ , ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .

ادامه نوشته

چرا نام دهخدا در فرهنگ و تاریخ ایران جاودانه شد !؟

دهخدا مادری داشت بسیار عصبی بود و پرخاشگر؛ طوری که دهخدا بخاطر مادرش ازدواج نکرده بود و پیرپسر مجردی بود در کنار مادرش زندگی می‌کرد.

نصف شبی مادرش او را از خواب شیرین بیدار کرد و آب خواست. دهخدا رفت و لیوانی آب آورد مادرش لیوان را بر سر دهخدا کوبید و گفت آب گرم بود. سر دهخدا شکست و خونی شد. به گوشه‌ای از اتاق رفت و زار زار گریست.

گفت: «خدایا من چه گناهی کرده‌ام بخاطر مادرم بر نفسم پشت‌ پا زده‌ام. من خود، خود را مقطوع‌النسل کردم،

ادامه نوشته

چگونه پازل بزک زندگی را زیباتر کنیم

برای زیباتر شدن پازل بزرگ زندگی تان از دردهای زندگی و افسردگی‌ها، بعنوان سوخت استفاده نمایید. دردهای زندگی را مثل بنزین اتومبیل نگاه کنید که باعث حرکت می‌شوند و شما را به هر جایی که می‌خواهید می‌رسانند. از آشفتگی های زندگی،  بعنوان یک نعمت استفاده نمایید تا بتوانید به سمت و سوی بهتری از زندگی روانه شوید. سعی کنید به این جملات باور داشته باشید تا بتوانید به آنها عمل کنید.  باور کنید که هر پایانی، مقدمه ای برای یک شرع جدید است. شاید در آن زمان احساس خوبی نداشته باشید اما فقط کافی است این جمله ها را بعنوان حقیقت بپذیرید و مطمئن باشید که شما لایق چیزهای بهتر از قبل هستید و اگر این باور را درخوتان حفظ کنید حتما به چیزهای بهتر نیز خواهید رسید.

بله این درست است در زمانی که اتفاق بدی رخ می‌دهد نمی‌توانیم بقیه ی قسمتهای پازل را ببینیم و فقط همان یک اتفاق بد را می‌بینیم اما در همان لحظه‌ی بد نیز، از خاطر نبرید که این اتفاق بد یک قطعه از پازل بزرگ زندگی است که قرار است تبدیل به یک شاهکار زیبا شود.

ادامه نوشته

راکون نباشیم

راکون هایی که نزدیک آب زندگی می‌کنند، غذایشان را قبل از خوردن در آب می‌شویند. همین هم هست که اگر یک تکه قند به یک راکون بدهید انقدر در آب میشویدش تا تمامی قند ناپدید شود.

زندگی برای آدم‌هایی که به دنبال تحلیل وسواس گونه همه چیزند، دیر یا زود به همین نقطه می‌رسد؛ گاهی آنقدر شیرینی های زندگی را زیر و رو می‌کنند تا چیزی باقی نمی‌ماند، گاهی زیر سوال بردن وسواس‌گونه همان معدود اتفاقات دلنشین زندگی، شادی‌ها را ویران می‌کند.

راکون هایی که نزدیک آب زندگی می‌کنند، غذایشان را قبل از خوردن در آب می‌شویند. همین هم هست که اگر یک تکه قند به یک راکون بدهید انقدر در آب میشویدش تا تمامی قند ناپدید شود.

زندگی برای آدم‌هایی که به دنبال تحلیل وسواس گونه همه چیزند، دیر یا زود به همین نقطه می‌رسد؛ گاهی آنقدر شیرینی های زندگی را زیر و رو می‌کنند تا چیزی باقی نمی‌ماند، گاهی زیر سوال بردن وسواس‌گونه همان معدود اتفاقات دلنشین زندگی، شادی‌ها را ویران می‌کند.

ادامه نوشته

بعضیها

بعضیها عجیب خوبند...
با یک اتفاق می آیند و می نشینند ته ته دلت
و با هر بهانه و تلخی و اخم و تخم و هزار دلیل دیگر
از دلت نمیروند!
خوب میخندند
خوب گوش میکنند
اصلا انگار آمده اند که مایه دلگرمیت باشند..
حتی اگر نباشند
رد پایشان روی دلت میماند تا تمام عمر!
عشق میورزند!
حتی متلکهایشان به جانت مینشیند...

ادامه نوشته

میمونی که کارمند رسمی راه‌آهن شد

در نیمه دوم قرن نوزدهم، مسافرانی که وارد ایستگاه راه‌آهن اویتنهاگ (Uitenhage) در آفریقای جنوبی می‌شدند، میمونی را می‌دیدند که با اهرم‌های جعبه علائم کار می‌کند. نام او جک بود، متصدی علائمی که به صورت قانونی برای راه‌آهن کیپ کار می‌کرد.

ماجرای این استخدام عجیب از «جیمز ادوین واید» آغاز شد که ده سال نگهبان راه‌آهن دولت کیپ بود. دوستانش در راه‌آهن، به خاطر عادت بی‌پروایش در پریدن روی قطار در حال حرکت و تاب خوردن بین واگن‌ها او را «پرنده» می‌نامیدند. اما سرانجام این بی‌پروایی کار دستش داد. یک روز، جیمز بی‌موقع پرید و زیر یک قطار در حال حرکت افتاد. چرخ‌های سنگین پا‌های او را خرد کردند و گرچه همکارانش توانستند او را بیرون بکشند، اما هر دو پایش را از دست داد. جیمز بعد از بهبود، دو پای چوبی برای خودش دست‌وپا کرد و بعد از اینکه نشان داد می‌تواند راه برود و هنوز مفید است، شرکت راه‌آهن او را به ایستگاه راه آهن اویتنهاگ فرستاد و به عنوان دیدبان و متصدی علائم منصوب کرد.

یک روز جیمز به بازار رفته بود که یک بابون را در حال هدایت یک واگن دید که توسط چند گاو کشیده می‌شد. جیمز که تحت تاثیر مهارت‌های بابون قرار گرفته بود، آن را خرید، نامش را جک گذاشت و به عنوان دستیار شخصی خود به خانه برد

ادامه نوشته

مجسمه می‌شوی یا گوشت جلوی توپ؟!

 پیش از پیروزی انقلاب مشروطه در ایران، مجازات مجرمان از سبک و سیاق خاصی پیروی نمی‌کرد. البته اصل مجازات در بسیاری از موارد معلوم و مشخص بود؛ مثلاً قاتل را اعدام و زانی را شلاق می‌زدند؛ اما نکته حایز اهمیت، ابتکاراتی بود که شاهان و حاکمان قاجار، برای اجرای احکام به خرج می‌دادند. الگوی اجرای حکم مجرمان، معمولاً ارتباط زیادی با نگاه شخصی شاه یا حاکم به مجرم و نحوه ارتکاب جرم داشت. این نگاه شخصی هم، معمولاً با پادرمیانی اطرافیان و درباریان شکل می‌گرفت و حتی ببری خان، گربه ناصرالدین‌شاه هم، در ایجاد آن نقش ایفا می‌کرد! بنابراین، گاه عفو ملوکانه شامل حال جانیان بالفطره می‌شد و زمانی، آتش خشم شاهانه به جان مجرمان جرایم جزئی و حتی بی‌گناهان می‌افتاد و هستی آن‌ها را خاکستر می‌کرد. بسته به نوع عفو یا غضب ملوکانه، نوآوری‌های مختلفی بروز و ظهور می‌یافت که در عین غیرانسانی و ظالمانه بودن، شگفتی انسان را بر می‌انگیخت؛ این‌که چطور به ذهن شاه یا شاهزاده‌ای خطور کرده‌است که مجرم بخت‌برگشته را گرفتار چنین عقوبتی کند! در ادامه مطلب به تعدادی از این نوع مجازات‌ها اشاره می‌کنیم.

ادامه نوشته

سردترین منطقه مسکونی جهان کجاست؟

کشور روسیه در شمالی‌ترین سرزمین‌های قابل سکونت کره زمین قرار دارد و بخش زیادی از آن در فصل زمستان آب و هوایی بسیار سرد و طاقت فرسا دارد؛ برخی از شهر‌های کشور روسیه در فصول زیاد سال دارای آب و هوای سرد هستند که زندگی در این شرایط جوی به شدت سخت است.

یکی از سردترین نقاط مسکونی جهان به نام "اویمیاکون" در این کشور وجود دارد؛ به گزارش "واشنگتن پست" این روستا در شمال شرقی ایالت "یاکوتیا" در روسیه قرار گرفته است و ناسا آن را به عنوان سردترین نقطه جهان معرفی کرده‌است؛ اویماکون در زبان مردم سیبری به معنی "آب یخ زده" نامگذاری می‌شود.

دمای این روستای کوچک که تنها ۵۰۰ ساکن دارد، در فصل زمستان به ۷۲- درجه سانتی‌گراد می‌رسد؛ میانگین دما در اویمیاکون در فصل زمستان ۵۸- درجه سانتی‌گراد است و در سال ۱۹۲۴ با دمای ۹۶- درجه رکورد سردترین منطقه روی کره زمین را زده است!

ادامه نوشته

معمای عشق

جوانی از پیری پرسید عشق چیست؟ پیر گفت با من به ساحل دریا بیا، جوان با وی به ساحل رفت.
وقت غروب رسید و جوان با بی حوصلگی پرسید جواب سوال من چیست.
پیر گفت افق باختر را ببین عشق را خواهی یافت.
شب شد و جوان عشق را نیافت و پیر را به سخره گرفت.
پیر گفت چطور عشق را در بوسه سرخ خورشید بر اندام زیبای دریا ندیدی
ندیدی با چه ملاطفتی خورشید دریا را نوازش می کرد
نیافتی شکوفه های ارغوانی عشق را که بر امواج دریا رنگ انداخته بود.
ای جوان عشق حاصل صبر دلدادگی است و مرافقت خورشید و دریا توان آفرینش عشق را نمایان می کند
جوان گفت رمز عاشقی چیست؟
پیر گفت: عشق ناب
جوان پرسید چگونه بیابمش؟

ادامه نوشته

لیوان شکسته

استاد این بار با موضوع جدیدی درس انشاء را شروع کرد. او لیوانی را از کیف خود در آورد  به شاگردان نشان داد و گفت موضوع انشاء امروز این است. بعد ناگهان لیوان را به زمین زد و صدای مهیبی بلند شد و تکه های شیشه به این سوی و آن سوی پرت شد. همه شاگردان از این کار استاد متعجب شده بودند و سکوت همراه با ترسی ملایم فضای کلاس را در بر گرفته بود. انگاری زمان متوقف شده بود و همه در فکر عمیقی فرو رفته بودند. بعد استاد گفت حالا شروع کنید به نوشتن!

پس از مدتی مشخص شد که موضوع انشاء شکستن لیوان است و بچه ها شروع کردن به نوشتن.

یکی از هم شاگردی ها چنین نوشت: شکستن در ادبیات فارسی فعل است و مفهوم آن یعنی از تخریب وسیله ای که قبلا سالم بوده است. اما به عقیده من در ادبیات زندگی شکستن معانی بسیاری دارد. تا حالا به صدای شکستن بال پروانه ای که در حال پرواز بوده و به شاخه ای خشک سرگردان برخورد کرده گوش داده اید؟ یا به صدای شکستن حباب هایی که بر روی آب رودخانه بی مهابا در زیر نور خورشید می شکنند؟

ادامه نوشته

5 راز خوشبختی بیل گیتس فاش شد .

۱. بیست سال بعد خودتان را تصور و با او صحبت کنید
هیچ روش مطمئن‌تری برای به دست آوردن دیدگاه تازه درباره مشکلات خارق‌العاده آینده وجود ندارد جز اینکه خودتان را ۲۰ سال پیرتر تصور کنید و با این خود به گفتگو بنشینید.
همیشه خود ۲۰ سال پیرتر، فردی عاقل‌تر است و می‌تواند به شما آرامش، شادی و آسانی طی کردن مسیر را بدهد. همان‌طور که بیل گیتس اعتراف می‌کند؛ همه ما در سنین ۴۰، ۶۰ و ۸۰ سالگی مشغول گفتگو با جوان ۲۰ ساله خودمان هستیم.
وقتی در ۵۰ سالگی هستید و با خود ۲۰ سالگی صحبت می‌کنید؛ یک فرد پیر و فرصت از دست داده به حساب می‌آیید، ولی وقتی با خود ۷۰ ساله صحبت می‌کنید؛ به شما می‌گوید چقدر هنوز جوان، قدرتمند و دارای فرصت هستید.
هنگامی که برای ۱۵ دقیقه با خود خلوت می‌کنید و در مکانی ساکت هستید؛ تجسمی ساده از آینده خود داشته باشید. اگر تصور نمی‌کنید ۲۰ سال دیگر زنده باشید؛ پس دوست دارید الان چه کار‌هایی انجام دهید و از این فرصت چگونه برای شادی بیشتر سود ببرید. با خودتان صحبت کنید و به درک درستی از آینده برسید.

ادامه نوشته

زنجبیل چگونه با چربی بدن مبارزه می کند؟

زنجبیل به عنوان یک مکمل یا ماده تشکیل دهنده مواد غذایی و نوشیدنی ها می تواند از بدن در برابر چاقی و بیماری های مزمن محافظت نماید. این موضوع در تحقیقات اخیر توسط محققان مشخص شده است.

با اینکه متخصصان هنوز نمی توانند دوز خاصی را برای مقادیر پیشگیری توصیه نمایند اما آن ها بر این باورند که مصرف زیاد چنین ادویه هایی به دلایل مختلف یک انتخاب هوشمندانه است.

همچنین بخوانید: خواص زنجبیل
مطالعه اخیر که در مجله Annals of the New York Academy of Science منتشر شد یافته های بیش از ۶۰ مطالعه را مورد بررسی قرار داد. در این مطالعه کشت سلولی، آزمایش های انسانی و حیوانی وجود داشت. به طور کلی چنین مطالعاتی نشان می دهد زنجبیل و اجزای تشکیل دهنده آن اثر مفیدی بر روی چاقی، دیابت، بیماری های قلبی عروقی و سایر اختلالات مرتبط دارند.

ادامه نوشته

کوتاه ترین حکومت های تاریخ .

پتر سوم، نوه پترکبیر، بنیان گذار روسیه جدید بود، اما در روسیه تزاری به دنیا نیامد! خاله‌اش الیزابت، امپراتریس روسیه که فرزندی برای جانشینی نداشت، او را در ۱۴ سالگی از پروس به روسیه آورد و ولیعهد خود کرد. پتر سوم عاشق پروس و هنر آن بود و اصولاً خود را یک پروسی می‌دانست. همین مسئله سبب شد که اشراف روسیه به او روی خوش نشان ندهند.

از طرفی، پتر سوم خویشاوندانی داشت که اصالتاً سوئدی بودند و در آن زمان، روس‌ها سایه سوئدی‌ها را با تیر می‌زدند! چراکه سوئد در دوران اوج اقتدار قرار داشت و در اروپا یکه‌تازی می‌کرد. پتر سوم با دختری به نام کاترین که از خاندان‌های سلطنتی کوچک پروس بود ازدواج کرد؛ شاید گمانش این بود که خانمِ کاترین هوای او را بیشتر دارد! اما چنین نشد؛ کاترین که سیاستمداری زبردست بود، توانست مُخ اشراف و درباریان را بزند و ایضاً زیرآب همسرش را! او توانست با یک کودتای سریع در ژوئیه ۱۷۶۲ میلادی، به عمر سلطنت شوهر خاتمه دهد؛ سلطنتی که فقط ۱۸۵ روز طول کشید و یکی از کوتاه‌ترین حکومت‌های تاریخ بود. پتر سوم، بعد از برکناری، در قلعه روپشا زندانی شد و در همان‌جا، مأموران ملکه او را مسموم کردند و به دیار باقی فرستادند!

ادامه نوشته

ماجرای مداد ...

پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت .

 پرسید :

- ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟

پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :

- درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم .

می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی .

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .

- اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام .

ادامه نوشته

ماجرای مداد ...

پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت .

 پرسید :

- ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟

پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :

- درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم .

می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی .

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .

- اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام .

ادامه نوشته

داستان زیبا

سالها پیش زمانی که به عنوان داوطلب در بیمارستان مشغول کار بودم، با دختری به نام «لیزا» آشنا شدم که از بیماری نادری رنج می برد. ظاهراً تنها شانس بهبودی او، گرفتن خون از برادر هفت ساله اش بود، چرا که آن پسر نیز قبلا آن بیماری را گرفته بود و به طرز معجزه آسایی نجات یافته بود.

پزشک معالج، وضعیت بیماری لیزا را برای برادر هفت ساله او توضیح داد و سپس از آن پسرک پرسید: آیا برای بهبودی خواهرت حاضری به اون خون اهدا کنی؟


پسر کوچولو اندکی مکث کرد و از دکتر پرسید: اگه این کار رو بکنم خواهرم زنده می مونه؟
دکتر جواب داد: بله. وپسرک نفس عمیقی کشید و قبول کرد.

ادامه نوشته

ما چقدر زود باوریم ...

دانشجویی که سال آخر دانشگاه را می گذراند به خاطر پروژه ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت.
او در پروژه خود از ۵۰ نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت و یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این خواسته خود دلایل زیر را عنوان کرده بود :
۱- مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می شود.
۲- یک عنصر اصلی باران اسیدی است
۳- وقتی به حالت گاز در می آید بسیار سوزاننده است
۴- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می شود.
۵- باعث فرسایش اجسام می شود
۶- حتی روی ترمز اتوموبیل ها اثر منفی می گذارد

ادامه نوشته

فرصت مهربانی

پولدار بودن خیلی خوبه ولی نه به هر قیمتی؛
ثروت یه چیز انحصاری نیست برکتی که به ثروتمند داده شده و اون مسئول توزیع عادلانشه.
خدایان ثروت جهان موقع رفتن یه پاپاسی هم نبردن.
پس لطفن حرص نزنیم، حق کسی رو نخوریم و بابت دوزار سر هم دیگه رو زیر اب نکنین.
ثروت برای به اشتراک گذاشتن سعادت و شادمانیه.

هیچکس در این جهان یک ارزن بیش از روزی مقررش نمی تونه بخوره.

هزار سال هم که زنده باشیم چشم برهم زدنی بیش نیست.
وقتی دارید ظلم می کنید و از توانایی هاتون به به کثیف ترین وجه ممکن استفاده می کنید مراقب باشید.

ادامه نوشته

۴ زن....

تاجر ثروتمندی 4 زن داشت. زن چهارم را از همه بيشتر دوست داشت و برای او دائما هدایای گرانبها میخرید و بسيار مراقبش بود.
زن سومش را هم دوست داشت و به او افتخار ميكرد و نزد سر و همسر او را برای جلوه گری میبرد و ترس شديدی داشت كه روزی او با مردی ديگر برود و تنهايش بگذارد. اما واقعيت اين است كه او زن دومش را هم بسيار دوست میداشت.
او زنی بسيار مهربان بود كه دائما نگران و مراقب مرد بود. مرد در هر مشكلی به او پناه میبرد و او نيز به تاجر كمك میكرد تا گره كارش را بگشايد و از مخمصه نجات بيايد.
اما زن اول مرد، زنی بسيار وفادار و توانا كه در حقيقت عامل اصلی ثروتمند شدن او بود اصلا مورد توجه مرد نبود. با اينكه از صميم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای كه تمام كارهايش با او بود حس میكرد.
روزی مرد مريض شد و فهميد كه به زودی خواهد مرد. به دارايی زياد و زندگی مرفه خود انديشيد و با خود گفت:

ادامه نوشته

یک من واقعی

آدم هایی هستند که در زندگی آنچنان مشغول خودشان اند که فرصت برای هیچ چیز دیگری را ندارند
فرصت اینکه بخواهند ادای چیزی را در بیاورند که نیستند ، که نمیتوانند باشند فرصت اینکه رفتارشان آنطوری باشد که دیگران آنرا بیشتر پسند میکنند ، فرصت اینکه وقت شان را پای چیزی هدر دهند که دوست اش ندارند کلیشه نیستند ، بلد نیستند که باشند ، اصلا یاد نگرفته اند آنچنان مشغول خود و دنیای خودشان اند که مسخره شدن ها ، تیکه های بزرگ و کوچکی که بهشان انداخته میشود ، قضاوت هایی که میکنندشان ، حرف های پشت سری که میخورند را هیچوقت نه میشنوند و نه میبینند ! این آدم ها از خودشان راحت راضی می شوند ، خودشان را قبول دارند ، وقتی که میخواهند کاری را انجام دهند ، یا وقتی که دارند کاری را انجام میدهند منتظر تایید کسی نیستند ،

ادامه نوشته

بعضی حس ها تکرار نشدنی اند

بعضی چیزها هیچ وقت دوباره تکرار نمیشوند .بعضی اتفاقا ، بعضی مزه ها ، بعضی بوها ، بعضی حس ها ، بعضی آدمها و ..... .اصلا شاید شیرینیشان به همین تکرار نشدن باشد .  بعضی ها را فقط باید از کنارشان به آرامی رد شد ، بعضی ها را به راحتی  میتوان به بهای ناچیزی خرید ، بعضی ها را باید فراموش کرد ، بعضی ها را باید کلا ندید ، بعضی ها را باید فقط اندکی شناخت و هر چه کمتر بهتر و فقط از دور زیبا هستند، بعضی ها را صد بار ببینی در ذهن نمی مانند ولی بعضی ها را یک بار ببینی همیشه در خاطر می مانند و فقط یکی هستند و تکرار نشدنی .

 

آدمهای زیادی در زندگی انسان می آیند و میروند ولی فقط بعضی ها در خاطر می مانند . فقط گاهی کسی تو را تحت تاثیر قرار میدهد . من این آدمهای خاص و تکرار نشدنی و یکتا را دوست دارم . بعضیها شخصیتشان به گونه ای ست که جذبشان میشوی . آنهایی که هر قدر بشناسی هنوز تکراری نمیشوند و تازه هر چه تکرار شوند هنوز هم خسته نمیشوی . هنوز نو هستند

ادامه نوشته

تواناترین....

تواناترین کوهنوردان کسانی هسنتند که به قله ی دلها صعود کنند:)

وقتی تولد یافتم گریستم و هرروز نشان میدهد که چرا گریستم:(

بعضی از مردم احساس تنهایی میکنند زیرا بجای پل دیوار میسازند

زندگی نمایشی است که هر کس در آن بازی خودش را میکند

بزرگی یک نفر در آن است که بتواند کوچکی خودش رابپذیرد

یک وجدان بیدار از هزارشاهد خوبتر و با ارزشتر است

به بعضی از آدمها نگویید سنکدل،دل سنگها میشکند:(

ادامه نوشته

تکنیک بنویس، بخوان، بسوزان

بعضی تکنیکهای پست مدرن در روانشناسی مانند ایین های باستانی و به گونه ای سحر آمیز هستند، ولی جالب است که اغلب خیلی خوب کار می کنند. یکی از این تکنیکها که برای بخشیدن کمک کننده است، تکنیک "بنویس، بخوان، بسوزان" است که برای حل مسائل تعاملی می تواند کمک کند. 

در این تکنیک فردی که بیشترین مساله را با او دارید و او را نبخشیده اید در نظر بگیرید. آنگاه یک قلم و کاغذ بردارید و شروع به نوشتن نامه به او نمایید. در این نامه همه مسائلی که بین شما پیش آمده و تمام حرفهای ناگفته و هر چیزی که شما را رنجانده است مطرح کنید ونگذارید حرفی ناگفته بماند. احتمالا نوشتن اولین نامه کمی مشکل است و ممکن است باعث بروز خشم یا اندوه در شما شود. شاید هم شما نسبت به نوشتن نامه مقاومت داشته باشید و نتوانید آن را شروع کنید و یا در میانه های نامه اینکار را رها نمایید.

ادامه نوشته

احتیاط شرط عقل

بیراه نگفته اند که گفته اند، احتیاط شرط عقل است...
برای بازگشت و شروعی دوباره به رابطه ای که طرف دیگر رابطه ، بارها شما را نادیده گرفته یا که آزرده خاطر کرده باید محتاط بود
این جاده عجیب لغزنده و‌ گاهی یک طرفه است، 
احتیاط کنید احساساتی نشوید!
 وقتی کسی را می بخشیم
و فرصتی دوباره به او‌ می دهیم،
حواسمان باشد
اشتباهش را پذیرفته و در جهت رفع آسیب هایش قدم برداشته یا نه؟
آیا اعتمادمان را جلب کرده؟
آیا در ارتباط با او احساس عمیق آرامش و در کنارش به اندازه کافی حس امنیت خاطر داریم؟
به بلوغ رفتاری رسیده ، رشد اخلاقی داشته و به ایفای نقشَش در رابطه و مراقبت از آن پی برده؟
درست است که هر تمام شدنی نوعی از دست دادن است

ادامه نوشته

خستگی تصمیم

"خستگی تصمیم" چیست؟ و چگونه از آن در امان باشیم؟ 

همان گونه که عضلات ما بعد از کار کردن زیاد خسته می شوند، مغز نیز بعد از تصمیم گیری های متعدد در طول روز، چار خستگی می شود که به آن، "خستگی تصمیم" (Decision fatigue) می گویند.

ما مدام در حال تصمیم گیری هستیم و با هر تصمیمی، یک قدم به "خستگی تصمیم" نزدیک می شویم. هر چند همه تصمیم ها بزرگ و حیاتی نیستند ولی هر کدام شان، به سهم خود بخشی از انرژی مغزمان را می گیرند: از انتخاب بین دو نوع خمیردندان برای مسواک صبحگاهی و تصمیم گیری درباره این که امروز چه بپوشم و انتخاب درجه حرارت بخاری یا کولر ماشین و انتخاب موسیقی برای شنیدن و برداشتن یک نوع پینر از قفسه پنیرهای سوپرمارکت تا تصمیم گیری درباره نحوه برخورد با خطای فرزند و انتخاب بین چند گزینه برای سرمایه گذاری و مهاجرت و... همه و همه  تصمیم گیری هستند.

ادامه نوشته

شب یلدا شب سلامتی با انار

ما ایرانی ها مناسبت های جالبی داریم که در تمام دنیا کم نظیر است برخی از انها با طبیعت همگرایی خاصی دارند مثل همین شب یلدا میوه و خشکبار اصلی ترین خوارکی ها در این زمینه هستند و  بر اساس یک باور قدیمی مردم با این کار با میوه های تابستانی وداع می کنند و با خوردن خشکبار گرم به استقبال سرما می روند و یلدا را جشن می گیرند تا نشانگر تقابل سرما نا با روری پزمردگی و مرگ با گرما روشنایی باروری سبزی و زندگی باشد

بسیاری از مردم معتقدند که انار درمان کننده بسیاری از بیماری ها و دردها ست این اعتقاد درستی است چرا که انار بسیاری از بیماری ها را درمان می کند انار برای سلامتی پوست بسیار مفید است که با مصرف انار سموم بدن دفع می شود 

ادامه نوشته

عمر کوتاه نيست

"ﻋﻤﺮ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﺎ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ"

⛔گروهی ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺩﺭ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﺩﻭ ﺭﯾﻞ ﺭﺍﻩ ﺁﻫﻦ، ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺭﯾﻞ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ،
ﻭﻟﯽ ﺁﻥ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻏﯿﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺭﻭﯼ ﺭﯾﻞ ﺧﺮﺍﺏ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ، ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺭﻭﯼ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﯾﻞ ﻏﯿﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩ...
ﺳﻪ ﺑﭽﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﭘﺲ ﺍﺯ ﮐﻤﯽﺑﺎﺯﯼ ﺭﻭﯼ ﺭﯾﻞ ﺳﺎﻟﻢ، ﻫﻤﺎﻥﺟﺎ ﺧﻮﺍﺑﺸﺎﻥ ﺑﺮﺩ.
ﻗﻄﺎﺭ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺁﻣﺪﻥ ﺑﻮﺩ، ﻭ ﺳﻮﺯﻧﺒﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﺎﯾﺴﺖ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺻﺤﯿﺤﯽ ﺑﮕﯿﺮﺩ... 
ﺳﻮﺯﻧﺒﺎﻥ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺴﯿﺮ ﻗﻄﺎﺭ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩﻩ، ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺭﯾﻞ ﻏﯿﺮﻗﺎﺑﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻃﺮﯾﻖ ﺟﺎﻥ ﺳﻪ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﮐﻮﺩﮎ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺷﻮﺩ،
ﯾﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺴﯿﺮ ﻗﻄﺎﺭ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﺪﻫﺪ، ﻭ ﻗﻄﺎﺭ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﻭﺩ!! 

ادامه نوشته